خوب ! هر چقدر که دوست دارند ما رو اذیت کنند ! انگار ما اساسا محکوم بدنیا آمدیم !
گمان می کنم که هر کسی که حقیقت رو بگه محکوم به اذیت شدنه !
از این موضوع بگذریم
ظاهرا در دولت ما حقیقت جایی نداره و همه منتظر اتفاقی هستیم که شاید هیچ وقت رخ نده !
این حقیقت به شکلی خودش رو نشون می ده که جناب رییس جمهور در سخنرانیش می فرمایند " من خودم چهل ساله که در این مورد دارم تحقیق می کنم "
شما فکر می کنید که این موضوع کجای حقیقت قرار می گیره و ما در کجای انتظاراتمان می توانیم امیدی از این دولت برای ساماندهی کشورمون داشته باشیم ؟
به نظر شما مشکل جناب رییس جمهور چیست ؟
آیا ایشان عقده ی خود بزرگ بینی دارند ؟ یا می خواهند خودشان را بزرگ نشان بدهند ؟
آیا ایشان می خواهند به نوعی دروغ بگویند که مردم دروغش را بفهمند یا دروغگوی خوبی نیستند ؟
بیخیال دلم نمی خواهد با این سخنان پوچ موضوع را کش بدهم !
یقینا همه از اوضاع گرانی باخبرند و نیازی به سخن گفتن در موردش نیست . از دروغ های این آقا هم که دیگر در حال عادی شدن است حرفی نمی زنیم
اما با همه ی اینها جناب رییس جمهور از مواضع خود در مورد تک رقمی شدن نرخ تورم تا به امروز کوتاه نیامده . این درحالی است که بانک مرکزی در دروغی بزرگ آنرا 19.2% اعلام کرده است و حتی با کوچکترین اعتراضی روبرو نشده است و گویا کسی هم انتظاری بیش از این ندارد !
سوالی که پیش می آید این است که
آیا حقیقتا ما دوست داریم دورغ بشنویم ؟
م.زندگی
در این پست نگاهی به روابط بین الملل و رییس جمهور بیاندازیم
گویا این مورد تبدیل به فاجعه شده است تا مشکل !
ایرانیان با تبلیغات سو توسط امریکا و کشورهای مخالف نظام حاکم در کشور ، ایرانیان را آنقدر رذیل کرده اند که هر روز خبرهایی از آزار ایرانیان در کشورهای مختلف به علت تروریست خواندنشان انجام می شود ! و متاسفانه اینگونه می نماید که افسار کار از دست دولت وقت رها شده و بغیر از اینکه کاری برای ایجاد روابط بین الملل انجام نشده هیچ , روز به روز انجام تمهیدات برای این کار دشوارتر و دشوار تر و حتی غیر ممکن می نماید !
می توان گفت رییس جمهور وقت چنان در این مورد بی توجه و بی اعتنا بوده که ایرانیان به راحتی در هر کشوری حتی از امنیت جانی هم بر خوردار نیستند و به تروریست بودن و دروغگو و جنگ طلب بودن محکوم شده و ضرب و شتم می شوند . اخبار جدید حاکی از ضرب و شتم 15 ایرانی در رومانی است . و متاسفانه این نمونه ای از عمق فاجعه است !
چرا رییس جمهور کشوری باید خود و کشورش را آنقدر ناچیز کند که روسای جمهور کشورهای دیگر در سخنرانی او شرکت نکنند و در زمان معین شده ی سخن رانی اش در مورد فلسطین و افغانستان و عراق سخن بگوید و زمانی برای سخن گفتن در مورد کشور خودش نداشته باشد ؟ ( حال از وان دقیقه مور گفتنش بگذریم ! )
آیا مردم این کشور ایشان را انتخاب کرده اند که در سازمان ملل از حقوق کشورهای یاد شده حمایت کند یا کشوری که ریاست جمهوریش را به عهده دارد ؟ ( از این موضوع که ملت ایران ایشان را انتخاب کردند یا دستهای زیر پرده باعث انخابش شده است و یا اینکه این کشور واقعا به عنوان یک جمهوری ایفای نقش می کند می گذریم )
کار به جایی رسیده است که سران آمریکا روز به روز به حمله ی نظامی به ایران بیشتر و بیشتر تاکید می کنند و این تا جایی است که رییس جمهور وقت هم به آن آگاه شده و دیگر توان پرده پوشی بر این موضوع را ندارد ! و تنها به این جمله که "ارتش آمریکا آنقدر فرسوده است که توان حمله نظامی به ایران را ندارد. " بسنده می کند !
در مورد حمله ی هوایی آمریکا به نقاط حساس کشور می افزاید "آیا كشور گسترده ای مانند ایران را می توان با حمله به چند منطقه از پا درآورد؟ ایران بسیار بزرگ و آمریكا بسيار آسيب پذير است"
و سوالی که پیش می آید این است که : چرا کشور ما روابط بین الملل را تا به این حد ناچیز دانسته که حتی کشورهای منطقه ما را کشوری توسعه طلب و جنگ طلب و حامی تروریست می دانند ؟ ( حتی کشورهای عربی هم حمایت ایران از گرههایی چون حماس را حمایت از تروریست می دانند ! )
"جوشوا موراوچیک"، عضو کمیته مشورتی در امور ترویج دموکراسی وابسته به وزارت خارجه آمریکا در سخنرانی اش در کویت اظهار می کند :"ایران به دنبال دستیابی به قدرت کامل در خاورمیانه از طریق ساخت سلاح هسته ای است و در مورد استفاده از آن علیه هر کشوری که منافعش را تهدید کند درنگ نخواهد کرد."
و باز می افزاید :"واشنگتن حمایت ایران از گروه های تروریستی عراق در هر دو فرقه شیعه و سنی را تحت نظر دارد و اکثر نیروهای آمریکایی با سلاح های ایرانی کشته شده اند!"
و در مورد افغانستان و فلسطین می گوید : "ایران از طالبان در افغانستان حمایت می کند و کامیون های پر از سلاح را در اختیار آنها قرار می دهد و از سوی دیگر حامی حماس در فلسطین است."
و بالاخره زمان جنگ نظامی با ایران را نیمه ی نخست سال 2008 پیش بینی می کند !
آیا شما فکر می کنید رییس جمهور وقت در روابط بین المللی و دیپلماتیک در دنیا موفق بوده است ؟
م.زندگی
در ابتدا عرض کنم که می خواهم کاملا خلاصه بنویسم که خارج از حوصله ی خوانندگان عزیز نباشد
به نظر می رسد که در این ضمینه رییس جمهور وقت بدترین کارنامه را از خویش به جای گذاشته است
با نگاهی به جلوگیری از تغییر ساعت رسمی کشور خواهیم دید که کشورمان متحمل خسارت عظیمی از انرژی شده است که صرف روشنایی و هدر دادن روشنایی روز شده ایم !
توضیحی برای دوستانی که از این مطلب اطلاعی ندارند : این کار به علت استفاده از روشنایی روز انجام می شود . مثلا خورشید در ساعت 5:30 طلوع می کند ولی کسی در این ساعت بیدار نمی شود ! اما در ساعت 7:30 غروب می کند که تمام مردم ساعات زیادی پس از آن بیدارند ! و با غروب خورشید و تاریک شدن هوا مجبور به تامین روشنایی توسط انرژی می شوند که بیشترین مصرف آن در فروشگاه های بزرگ است که زمان کار آنها تقریبا تا ساعت 9 است !
با این حساب اگر ساعت رسمی تغییر کند در حقیقت این فروشگاه ها و منازل را یکساعت بیشتر به مصرف روشنایی خورشید و کمتر مصرف کردن انرژی وادار می کنیم ! ( که در حقیقت زمان کار فروشگاهها به ۸ می رسد ) و این ذخیره ی انرژی تاثیر بسیار مثبتی بر اقتصاد دارد و همانگونه که می دانید انرژی سودآور ترین محصول دنیاست !
اما رییس جمهور وقت با این کار ناشیانه درصد بالایی از انرژی کشور را که تاثیر مستقیم بر اقتصاد کشور دارد را از دست داد ( که گمان می کنم توسط مشاورین و افراد عالم به این موضوع هم به ایشان گوشزد شده باشند ) و ظاهرا متقاعد شده است که از امسال این کار انجام پذیرد !
و نگاهی کوتاه بر زمان تایین شده ی کار بانکها در ماه رمضان که در این ماه کاهش یافت ! و به غیر از اینکه بعد از ظهر ها تعطیل اعلام شد . زمان تعطیلی ظهر از 1:30 به یک تغییر کرد . و باعث ازدهام مردم در بانکها و کند شدن انجام کارهای بانکی شد که به نوبه ی خود تاثیر منفی بر اقتصاد کشور دارد
سوالی که پیش می آید این است که چرا رییس جمهور اشتباه سال اول را تکرار کرد ؟
و پیشنهادی به دوستان حامی دولت : اجازه بدهید بهتر بیاندیشیم !
م.زندگی
اجازه بدهید نگاهی به کارنامه ی اقتصادی کشور در طول ریاست رییس جمهور وقت بیندازیم .
ابتدا نگاهی داشته باشیم به کم شدن ارزش پول ملی دربرابر ارزهای خارجی
در این مدت و مخصوصا در چند ماهه ی اخیر قیمت ارزهای خارجی و مخصوصا یورو که به شکل سرسام آور و غیر قابل باور بالا رفت و فکر می کنم لطمه ی سنگینی به اقتصاد کشور زد . ( در این مورد بیشتر توضیح خواهم داد )
فلش بکی می زنم به تورم و بالا رفتن اجناس ( همه نوع ) در کشور . تا این بحران را کمی روشنتر کنم .
در سال گذشته قیمت کوچه فرنگی به بالاترین حد آن رسید که گمان می کنم بی سابقه بود ! حال با نگاهی به حبوبات و سبزیجات ، میوه ها و در کل محصولات کشاورزی که بیشترین مقدار تولید داخلی را در بر می گیرد و مصرف تمام خانواده های ایرانی و مخصوصا قشر کم در آمد را را داراست می اندازیم ! گمان میگنم نیازی به توضیح نیست که این محصولات و مخصوصا حبوبات با رشد قیمت 100% ( شاید هم بالاتر ) روبرو بود به شکلی که حتی حبوبات برزیلی سر از بازار کشورمان در می آورند ! و جالب اینجاست که کیفیت بهتر و طولانی بودن مسیر ترانزیت دلیلی بر گرانتر شدن محصولات برزیلی ، کوبایی و ... در برابر محصولات داخلی نمی شود !
با این توضیح بر می گردم به بحث اولیه . شاید برخی ها بگویند که " امریکا هم در حال کم کردن ارزش دلار در برابر ارزهای دیگر و مخصوصا اروپایی است !
با توضیح کوتاهی در این باره تفاوت بین کشورمان و امریکا و چرایی اینکه این کشور ارزش پول ملی اش را پایین آورده مشخص خواهد شد .

دولت امریکا به علت گران تمام شدن تولیدات داخل و با ارزش بودن دلار نسبت به ارزهای دیگر که باعث بالا بودن قیمت محصولات داخلی و به صرفه بودن اجناس خارجی و در نتیجه ترجیح داده شدن اجناس وارداتی توسط مردم و ازدیاد واردات و کم شدن مصرف در تولیدات داخلی و نیز کم شدن صادرات دست به این اقدام زده !
تا با کم کردن ارزش دلار نسبت به ارز خارجی باعث گران شدن محصولات وارد شده و یکسان بودن قیمت جنس تولید شده ی داخلی شود که در نتیجه استقبال از جنس تولید شده در کشورش بیشتر و واردات را کمتر و تقاضای خرید کشورهای دیگر را بیشتر و بازار صادرات را رونق دهد . ( که کمابیش در این زمینه موفق بوده ! چون یکی از کشورهای صنعتی جهان است و مواد اولیه ی محصولاتش را تولید می کند )
حال نگاهی به کشور خودمان بکنیم
ارزش پول کشورمان امسال به شکل باور نکردنی در برابر دیگر ارزها کم شد . و این در حالی است که قیمت نفت ( که مهم ترین صادرات کشور رو به خودش اختصاص داده ) روز به روز بیشتر و به بیشترین حد خودش رسیده .
شاید بهتر باشه با نگاهی از دید نگاه سیاست اقتصادی امریکا به این موضوع نگاه کنیم .
خط تولید بر این اصول پا بند و قیمت تمام شده اجناس بر این پایه ها متغیر است
1- مواد اولیه
2- دستمزد
3- خرید و نصب دستگاه
4- سوخت یا انرژی ( که برق ، گاز ، نفت و .... رو تشکیل می ده )
5- ترانزیت
6-زمین و بنا
7-هزینه ها
سوال اینجاست که پایین آمدن ارزش پول ملی نسبت به ارزهای خارجی چقدر در پایین آمدن قیمت محصولات ما نقش دارد ؟
از مورد اول شورع به بررسی می کنیم
مواد اولیه
بیشتر مواد اولیه ی محصولات کشورمان از خارج تامین می شود ( برای مثال مواد پتروشیمی ، پالایشی ، قطعات ساخت دستگاه ها و اتومبیل ها و .... )
پس کم شدن ارزش پول ملی تاثیر منفی بر قیمت تمام شده ی اجناس داخلی خواهد داشت
2- دستمزد
اگر نگاهی به ارزش دستمزد جهانی بیندازیم خواهیم دید که کارگران ایرانی با مبلغی کمتر از میانگین دستمزد جهانی مشغول به کارند پس نتیجه اینکه کم شدن ارزش پول ملی تاثیر زیادی بر قیمت تمام شده ی محصولات نخواهد داشت ( و تنها سودش تحت فشار قرار گرفتن قشر کارگر خواهد بود )
3-خرید و نصب دستگاه
متاسفانه تولید دستگاه های مورد نیاز کشورمان شاید( اگر خوشبینانه بنگریم ) در حد زیر 20% باشد و تمام دستگاههای تولیدی کشور از کشورهای دیگر خریداری میشود . و این دستگاهها به مهندسین خارجی جهت نصب و راه اندازی نیازمند است !
پس کم شدن ارزش پول ملی تاثیر منفی بر قیمت تمام شده ی کالای ایرانی خواهد داشت
4-سوخت یا انرژی
تولید سوخت و انرژی کارخانه جات کشور توسط کشورمون تامین می شه که روز به روز تعرفه های جدیدی پیدا کرده و گرانتر می شه ! حال اینکه سوخت مصرفی بیشتر از منابع طبیعی کشور که جزو سرمایه ی ملی است تامین می شود . که گرانتر شدن آن باعث گرانتر شدن محصولات اما سودآوری برای دولت است .
اما با این حال در این مورد کم شدن ارزش پول ملی می تواند تاثیر مثبتی برای صادرات کشور داشته باشد ولی برای بازار داخلی گمان نمی کنم تاثیر مثبتی داشته باشد ( اما فروش منابع طبیعی کار جالبی نیست ! چون فروش انرژی همیشه سود آور بوده و هست )
5- ترانزیت
ایران به لحاظ قرار گرفتن در منطقه ای خاص دارای موقعیت ترانزیتی عالی است ! اما بیشتر ترانزیت داخلی (حدودا 95%) توسط ناوگان زمینی ( همان کامیون ها و بارکش های زمینی و تا حدودی ریلی )انجام می شود
برای این مورد هم کم شدن ارزش پول ملی در برابر ارز خارجی می تواند برای صادرات ماثر باشد اما برای بازار داخلی تاثیر گذار نخواهد بود . البته ترانزیت (با توجه به پایین بودن قیمت سوخت در کشورمان) به تنهایی هم سود آور است
6- زمین و بنا
طی سالهای اخیر گران شدن نابهنجار زمین و ساخت و ساز باعث رکود در تولید و بالا رفتن نرخ تمام شده ی محصولات داخلی کرده که پایین آمدن ارزش پول کشور بر این مورد هیچ تاثیری نخواهد داشت !
7- هزینه ها
هزینه های تامین قطعات و ارتباطی و غیره یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار بر قیمت محصولات است . که کم شدن ارزش پول کشور در برابر ارز های دیگر تاثیر مثبی برای صادرات می تواند داشته باشد .
حال اجازه بدهید با یک جمع بندی به کارمان خاتمه دهیم
اساسی ترین مورد در تولید یعنی تامین مواد اولیه که مهم ترین اصل در قیمت کالا است به شدت در این طرح لطمه خواهد خورد چون تامین مواد اولیه ی کشور از طریق واردات انجام می پذیرد پس نتیجه اینکه این طرح برای کشور ما که کشوری صنعتنی و تولید کننده ی مواد اولیه نیست ! سود آور نبوده و باعث کم شدن قیمت تولید داخلی و افزایش تقاضا برای تولیدات داخلی نخواهد بود .
(حال انکه بسیاری از تولدات داخلی از لحاظ کیفیتی قابل مقایسه با محصولات خارجی نیست ! و از این نظر نیز ترجیح داده نخواهد شد .)
و از سوی دیگر ، این نوسان قیمت ارزی برای تجار کشور ضربه ی شدیدی می تواند باشد
______
نتیجه اینکه بنده این کم شدن تورم را که رییس جمهور وقت از آن سخن می گویند را نمی بینم ! و در مقابل افزایش قیمتها نشان دهنده ی بالا رفتن شدید تورم در کشور است ! که همه گان شاهد آن هستیم

م.زندگی
این پست رو در جواب این دوست عزیز dani که این کامننت رو برام گذاشته می نویسم ! ( می خواستم این بحث جدی رو ادامه بدم و آماری از کار رییس جمهور بدم ولی حقیقتا تحمل این نوشته برام خیلی سنگین بود )
سلام
حرف زدی پس جوابش را بشنو
تو یا ایرانی نیستی یا یک ایرانی وطن فروش
تو یا از جایی اخراجت کردن یا کلا از آن آدم هایی هستی که اگر دستت را در عسل فرو ببری باز هم می گویی که ......
بگذریم
تو فکر می کنی که اگر آمریکا بیاد حکومت رو عوض کنه تو را حت می شی
یا کسایی که مثل تو هستند
دوست من, من سنم از اونی که فکر می کنی کم تر است و خانواده ام هم از اوباش شما هستند ولی من خودم تصمیم گرفتم
چون ما الان در بهشت زندگی می کنیم
من حدود 5 سال در ایتالیا بودم (بخاطر شغل پدرم)
تو نمی دانی که اون مملکت چه اشفته بازاری بود
توضیح اینکه ایشون تو وبلاگشون نوشته اند : من...................
بنده هم در کامننت براشون نوشتم
درود /تو چی ؟ /عجب وبلاگ پر محتوایی داری!! / م.زندگی
در مورد خودم زیاد توضیح نمی دم . گیرم که من وطن فروشم ! اما من توی کل زندگیم یک روز هم حتی تو فروشگاه دولتی هم کار نکردم ! اداره اش پیشکش. پس نه از جایی اخراج شدم نه کسی می تونه منو اخراج کنه . چون برای خودم کار می کنم ! شاید بهت بگم که از ۱۴ سالگی کار کردم و تو باورت نشه ! ولی دلیلش این نبود که توی خانوده ی فقیری زندگی می کردم ! دلیلش این بود که از اولش دوست داشتم نون بازوی خودم رو بخورم ! پدرم یکی از مهندسای بزرگ این مملکت بود که به خاطر کاراش از کشورهای خارجی دعوت شده و تقدیر نامه و لوح افتخار گرفته ! و بعد جنگ نتونسته خرابکاری بعضی ها رو تحمل کنه و استعفا داده ! الانم برای خودش کار می کنه !
و یه چیز دیگه : می تونی بهم نشون بدی که من کی و کجا در مورد آمریکا و یا تغییر حکومتمون در مورد آمریکا یا حتی پستی در مورد حمایت از حکومت آمریکا زدم که شما اینو می گید ؟
اما برسیم به حرفای شما ( می خوام دوستانه باهات حرف بزنم ، شاید مثل برادر بزرگتر )
خوب ! عجب بهشتی ! این بهشت رو دیگه از کجات درآوردی ؟؟!! نهرهای شراب و دختران باکره اش لابد به شما رسیده که می گید بهشت !
راستش رو بخوای آدم تو این مملکت اگه چشاشو ببنده و راس راس راه بره و به به و چه چه برای یه عده بکنه و بدبختی مردم رو نبینه شاید بشه که تو یه چیزی مثل بهشتی که شما می گید زندگی کنه ! ولی حقیقت اینه که اگه همین آدمه یه لحظه چشاشو باز کنه و بدبختی یه بچه ی بیگناه رو که تو وسط خیابون به جرم بی پولی ( یاسودجویی ) پدرش ( یا هر کس دیگه ) وسط خیابون ماشین بهش زده و گلاش هم مثل خودش پرپر شدن رو ببینه همه ی این بهشتش براش جهنم می شه !
کجای این شهر دراندشت زندگی می کنی ؟ بعضی وقتا از اون بالاها که نگاه می کنی و غبار اون پایین ها رو می بینی ! فکر نکن که اونجا یه سرزمینه که همیشه مه گرفته و هواش بوی خوش شبنم می ده ! چون اون غبار مال دود خود خوده جهنمه !
متاسفم که من نمی تونم با نگاه تو ازین بالا به اون پایین نگاه کنم ! ولی
یه بار برو میدون سبزی میدون امام حسین سرچشمه ( یا هر جای دیگه ) ببین زنا چه جوری از توی آشغال سبزی مغازه ها سبزی جمع می کنن و از اینو اون لگد می خورن ! یه بار برو تو گوشه کنار شهر ( حلبی آباد , محلات فقیر نشین اسلام شهر و ... )چشاتو باز کن و ببین بچه های پابرهنه رو که نه کرم ترک پا می دونن چیه و نه کفش نایک براشون معنی می ده ! ولی این تازه اول راهه ! چون جغندرهای بزرگتر ته دیگه !
اگه راس می گی برو سیستان و بلوچستان . ببین وقتی که می گن بچه ی مردم ملخ می خوره ، کرم می خوره یعنی چی ! برو تو مناطق کویری این کشور و ببین وقتی که عقرب بچه ای رو نیش می زنه یعنی چی ؟ حتی خود مادر و پدر بیچاره ای که دوان دوان داره بچه رو به اولین مرکز بهداشتی که کیلومترها اونطرف تره می بره و بچه ی کبود شده رو دستاش سنگینی می کنه هم امیدی به زنده موندن بچه نداره ! برو خراسان جنوبی یا هر مرض دیگه ای که اسمشو می زاری تا ببینی که بچه ها رو چه جوری مجبور می کنن که هرویین رو بیارن اینور یا زنا و مردا چه جوری اونو قورت می دن که بیارنش اینور !
چیه ؟ خوشی زده زیر دلت رفتی واصه من ادای بسیجی در میاری ؟ یه روز اگه تونستی مثل یه مرد کار کنی و پول غذای شبت رو دربیاری اونوقت بیا واصه من سینه سپر کن و بگو که کی هستی ! خدا وکیلی یه روز پول بابا و موقیت و اعتبارشو بذار کنار و برو ده هزار تومن پول بیار تا شب ! اگه تونستی . اونوقت مردی ! ( تازه اگه بتونی هر روز کار کنی و کار پیدا کنی سر ماه می شه ۲۵۰ تومن که پول اجاره خونته ! ) اونوقت می فهمی بهشتی که می گی کجای گلوی این مردم گیر کرده !
می بخشی دوست عزیز اگه تند حرف زدم . ولی نمی دونم راه رو از کجا اشتباهی اومدی ! ولی متاسفم که اینجا اون بهشتی که تو می گی نیست !
اما در مورد وبلاگت : یه تکونی به خودت بده ! لااقل خودت بدون که داری چیکار می کنی ؟
م.زندگی